اسم و نام دختر با حرف سین

اسامی دختر حرف سین

             

         

        

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

دانلود نرم افزار انتخاب اسم

سیمینه

سیمینه :    (در قدیم) (= سیمین)، ( سیمین.

سیمین‌عِذار

سیمین‌عِذار :    (در قدیم) (به مجاز)، دارای چهره‌ی سفید و زیبا.

اسم های ترکیه ای استانبولی دختر همراه با معنی

سیمین‌زر

سیمین‌زر :    (سیمین= نقره‌ای + زر = طلا)، 1- ساخته شده از نقره و طلا؛ 2- (به مجاز) ارزشمند، گران‌بها.

سیمین‌رخ

سیمین‌رخ :    (= سیمین عذار)، ( سیمین عذار.

چند اسم خوشگل و امروزی جدید دختر

سیمین‌دخت

سیمین‌دخت :    (سیمین + دخت = دختر)، 1- دختری که مانند نقره سفید و درخشان است؛ 2- (به مجاز) زیبارو.

سیمین‌بَر

سیمین‌بَر :    (در قدیم) 1- (به مجاز) سیم اندام، دارای اندامی سفید؛ 2- (به مجاز) زیبا.

سیمین

سیمین :    (سیم = نقره + ین (پسوند نسبت))، 1- ساخته شده از نقره، نقره‌ای رنگ، سفید و درخشان؛ 2- (به مجاز) زیبا.

اسم های یونانی دخترانه

سیما

سیما :    (عربی) 1- چهره، صورت؛ 2- (در قدیم) نشان و حالتی در صورت انسان که مبین حالات درونی باشد.

سیرانوش

سیرانوش :    [سیر (در پهلوی) راضی و خشنود + انوش= جاویدان]، خوشنودی و رضایت‌مندی جاودان.

سیران

سیران :    (در قدیم) گردش و تفرج.

زیباترین اسم های دخترانه

سیاره

سیاره :    (عربی) 1- (در نجوم) هر جرم آسمانی که در منظومه‌ای به دور ستاره‌ای می‌گردد، به ویژه هر یک از نُه جِرم آسمانیِ غیر نورانی و بزرگ که به دور خورشید می‌گردند؛ 2- (در قدیم) کاروان، قافله.

سُهیلا

سُهیلا :    (عربی) 1- نرم، ملایم؛ 2- (مؤنث سهیل)، ( سهیل.

سُهی

سُهی :    (عربی) مُمالِ سُها (= سُها)،م سُها.

اسم های کردی دختر

سُها

سُها :    (عربی) (اَعلام) (در نجوم) ستاره‌ی کم نوری در کنار ستاره‌ی عناق در صورت فلکی دُب اکبر که در قدیم قوّت چشم و دوربینی آن را با این ستاره امتحان می‌کردند.

سوینج

سوینج :    (ترکی) شادی.

سوین

سوین :    (ترکی) شادباش.

سِویل

سِویل :    (ترکی) لایق، محبت.

اسم های خارجی دخترونه

سُونیا

سُونیا :    (ترکی ـ فارسی) (سو = نور + نیا) 1- نورِ نیاکان(؟)؛ 2- (در یونانی) خرد و عقل.

سُونای

سُونای :    1- (سونا = دعا کننده، ستاینده + ی)؛ 2- (در ترکی) آخرین ماه.

سُونا

سُونا :    1- طلا؛ 2- (در ترکی) 1) مرغابی، 2) زیبا و قشنگ.

اسم های دخترانه مذهبی و قرآنی

سوما

سوما :    1- ماه، نور ماه؛ 2- (به مجاز) زیبا؛ نهر آب و مجرای قنات.

سولماز

سولماز :    (ترکی) 1- پژمرده نشدنی، 2- گلی که هرگز پژمرده نمی  شود.

سوگند

سوگند :    قسم، استواری بر پیوند، استواری بر گفتن و راست گفتن.

اسم زیبا ترکی دخترونه

سوگل

سوگل :    (ترکی) (در گفتگو) مورد علاقه و محبت زیاد، محبوب.

اسم دختر با ریشه سانسکریت

سوفیا

سوفیا :    (عربی) 1- (= صوفیه)، پیروان تصوف؛ 2- عاقل، خردمند؛ 3- (اَعلام) (= صوفیه) پایتخت بلغارستان.

سوسن

سوسن :    1- (گیاهی) گیاهی پیاز دار و تک لپه‌ای، با برگ‌های باریک و دراز که انواع وحشی و پرورشی دارد؛ 2- گل این گیاه که معمولاً درشت، خوشه‌ای، و به رنگ ها و اشکال مختلف است. بعضی انواع آن خاصیت دارویی دارد.

سوزان

سوزان :    1- دارای حرارت و گرمای بسیار زیاد؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) سرشار از اندوه و اشتیاق.

سورینا

سورینا :   (سورین + ا (پسوند نسبت))، منسوب به سورین، ( سورین.)

اسامی لاتین دخترانه

سوریا

سوریا :    (سوری + الف (اسم ساز))، ( سوری.

سوری

سوری :    1- (در قدیم) (در گیاهی) گل سرخ؛ 2- (به مجاز) سرخ رنگ.

سوره

سوره :    (عربی) هر یک از بخش‌های صد و چهارده‌گانه‌ی قرآن که خود شامل چند آیه است، سورت.

اسم های زیبای ارمنی دختر

سورا

سورا :    1- سود دهنده؛ 2- توانا، نیرومند؛ 3- (اَعلام) نام شهر «شوراب» در نوشته‌های رومی و یونانی که به گونه‌ای سورا/  surāـ/ آمده است، شوراب (سورا) در مغرب رود فرات و در نزدیک دشت سروج (باتنه) و در شرق حلب قرار دارد.

سوده

سوده :    (عربی) 1- ساییده، ساییده شده؛ 2- (اَعلام) [قرن اول هجری] نام دختر زمعه ابن قیس ابن عبد شمس، از همسران پیامبر اسلام(ص)، بیوه‌ی یکی از مسلمانان نخستین به نام سکران.

سودابه

سودابه :    (= سوداوه) 1- (در پهلوی) به معنی دارنده  ی آب روشنی بخش؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) همسر کیکاووس که چون سیاوش عشق او را نپذیرفت، بر او بهتان زد و موجب آوارگی و کشته شدن وی شد. در نتیجه به کین خواهی ...

نام های انگلیسی دخترانه

سودا

سودا :    اسم ترکی دخترانه - عشق.

سَنیه

سَنیه :    (عربی) عالی، خوب.

سُندُس

سُندُس :    (معرب از فارسی؟) 1- (در قدیم) پارچه‌ی ابریشمیِ لطیف و گران‌بها؛ 2- (به مجاز) گلهای ظریف و رنگارنگ.

سُنبله

سُنبله :    1- (در گیاهی) نوعی گل آذین که گلهای بدون دُم‌گل آن در اطراف یک محور جمع می‌شوند؛ 2- خوشه‌ی بعضی گیاهان مانند گندم و جو؛ 3- (در نجوم)؛ صورت ششم از صورتهای فلکیِ منطقه البروج، واقع در استوای سماوی، که به شکل ...

اسم سریانی دخترانه

سُنبل

سُنبل :    1- (در گیاهی) گلِ خوشه‌ای بلند، به هم فشرده و معطر به رنگهای قرمز، آبی، سفید و زرد،  گیاه همین گل؛ 2-(در قدیم) (به مجاز) گیسو، زلف.

سَنا

سَنا:    (عربی) 1- (در قدیم) روشنایی؛ 2- (در گیاهی) گروهی از گیاهان درخچه‌ای یابوته‌ایِ گرمسیری و خودرو از خانواده گل ارغوان که برگچه و میوه‌ی آنها مصرف دارویی دارد.

سُمیه

سُمیه :    (اَعلام) نام مادر عمار بن یاسر و اولین زن شهیده در صدر اسلام.

اسم های فرانسه ای دخترانه

سمیعه

سمیعه :    (عربی) گوش شنوا.

سَمیره

سَمیره :    (عربی) (= سمیرا)، ( سمیرا. 1-

سَمیرا

سَمیرا :    (عربی) 1- زن گندمگون، شمیرا. [سمیرا ترجمه‌ی «مهین‌بانو» است]؛ 2- (اَعلام) نام عمه‌ی شیرین است در اشعار نظامی.

سَمن‌ناز

سَمن‌ناز :    (سَمن + ناز= کرشمه، ناز و غمزه) (به مجاز) زیباروی دارای ناز و کرشمه.

نام های آشوری دخترانه

سَمن‌رخ

سَمن‌رخ :    (= سمن چهر)، (  سمن چهر.

سَمن‌بر

سَمن‌بر :    (به مجاز) دارای اندام معطّر چون سَمن، یا دارای اندام سفید و لطیف.

سَمن

سَمن :    1- نام گیاهی (رازقی)، یاسمن؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) چهره‌ی سفید و لطیف و همینطور بوی خوش.

سَمرا

سَمرا :    (عربی) زن گندمگون.

اسم های دخترانه با ریشه عبری

سَمر

سَمر :    (عربی) 1- (در قدیم) حکایت، افسانه، داستان؛ 2- (به مجاز) مشهور و گفتار و سخن.

سَمانه

سَمانه :    1- (مخفف آسمان) یعنی سقف خانه؛ 2- نام پرنده‌ای کوچک که به آن در ترکی بلدرچین می‌گویند.

سَما

سَما :    (عربی) (در قدیم) آسمان.

نام های دخترانه و پسرانه اوستایی پهلوی

سَلینا

سَلینا :    (ترکی ـ فارسی) (سَلین + ا (پسوند نسبت))، منسوب به سَلین، ، سَلین.

سَلین

سَلین :    (ترکی) 1- سیل مانند؛ 2- (اَعلام) نام رودخانه‌ای در آذربایجان که از منطقه قره داغ سرچشمه می‌گیرد.

سَلیمه

سَلیمه :    (عربی) (مؤنث سلیم)، ( سلیم)

نام های دخترانه و پسرانه اوستایی پهلوی

سَلیله

سَلیله :    (عربی) (در قدیم) دختر، دخت، فرزندِ دختر.

سَلوی

سَلوی :    (معرب از لاتین) (در گیاهی) 1- گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده  ی نعناع با برگ  های کرک دار و گل  هایی به رنگ آبیِ مایل  به بنفش و به ندرت سفید شهد دار. برگ  ها و سرشاخه  های آن معطر ...

سِلوا

سِلوا :    (عربی) 1- (در گیاهی) گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعنا، مریم گلی؛ 2- هر چیز که تسلّی دهد؛ 3- انگبین، عسل.

اسم های زیبای گیلانی و مازندرانی دخترانه

سَلمی

سَلمی :    (عربی) (در گیاهی) نام گیاهی است؛ (اَعلام) زنی معشوقه در عرب و (به مجاز) هر معشوق را گویند.

سِلما

سِلما :    1- نام درختی؛ 2- (در عربی) (مؤنث سِلم) صلح، آشتی، زنِ صلح طلب.

سُلدا

سُلدا :    (ترکی) حامی، یاور.

سَلامه

سَلامه :    (عربی) (اَعلام) سلامه یا سلافه مشهور به شهربانو دختر یزدجرد ابن شهریار یا هرمزان و همسر امام حسین(ع).

اسم های لری دخترانه

سَلامت

سَلامت :    (عربی) 1- سالم، تندرستی، صحت؛ 2- (در حالت قیدی) بطور سالم، در حال صحت؛ 3- (در قدیم) امنیت و آرامش، رستگاری.

سُلاله

سُلاله :    (عربی) 1- نسل؛ 2- (در قدیم) فرزند، نطفه.

سَکینه

سَکینه :    (عربی) 1- (= سکینت)، آرامش خاطر؛ 2- (اَعلام) [قرن 1و 2 هجری] دختر امام حسین(ع)، همسر مصعب ابن زّبیر. در مدینه وفات یافت.

اسم های خوشگل دوقلوی دختر

سعیده

سعیده :    (عربی) 1- (مؤنث سعید)، ( سعید. 1- و 2- ؛ 2- (اَعلام) 1) رودی از رشته کوه اطلس، در شمال غربی الجزایر به ارتفاع 1180 متر؛ 2) نام استانی در شمال غربی الجزایر؛ 3) نام شهری در مرکز استان سعیده در الجزایر، ...

سَعدیه

سَعدیه :    (عربی) (سعد + ایّه/iyyeـ/ (پسوند نسب))، 1- منسوب به سعد،   سعد. 1- ؛  2- (به مجاز) سعادتمند و خوشبخت؛ 3- (اَعلام) آرمگاه سعدی در شمال شرقی شهر شیراز در استان فارس.

سعاده

سعاده :    (عربی) 1- نیک بختی، خوشبختی؛ 2- (در احکام نجوم) سعد بودنِ ستاره ها و تأثیر آنها بر سرنوشت انسان ها.

اسم عربی دخترونه

سَعادت

سَعادت :    (عربی) 1- خوشبختی؛ 2- (در احکام نجوم) سعد بودنِ ستاره‌ها و تأثیر آنها بر سرنوشت انسانها.

سُعاد

سُعاد :    (عربی) (اَعلام) نام زن محبوبی در عرب، نام معشوقه‌ای در عرب.

سَریرا

سَریرا :    (سَریر + ا (پسوند نسبت))، منسوب به سَریر، ) سَریر.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

سَروین

سَروین :    1- (در قدیم) شبیه سَرو؛ 2-(در کردی) روسری و چارقد.

سَروی

سَروی :    1- منسوب به سرو؛ 2- نوعی از خطوط اسلامی؛ 3- نخلی، شجری.

سَروه

سَروه :    (کردی) نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز.

سَروناز

سَروناز :    1- سرو نورسته، سروی که شاخه‌های آن به هر طرف مایل باشد؛ 2- (در موسیقی ایرانی) نام نوایی.

سَروگل

سَروگل :    (سرو = درخت سرو + گل) (به مجاز) زیبا و با طراوت و شاداب.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

سروراعظم

سروراعظم :    (فارسی ـ عربی) از نام  های مرکب،   سرور و اعظم.

سُرور

سُرور :    (عربی) خوشحالی، شادمانی.

سَرو

سَرو :    1- (در گیاهی) هر یک از انواع درختان بازدانه از خانواده مخروطیان که همیشه سبز است؛ 2- (به مجاز) شاداب و با طراوت.

سرمه

سرمه :    1- مخلوطی از کانه  های آنتیموان که سیاه  رنگ است و از آن برای آرایش پلک چشم و مژه  ها استفاده می  شود، [سرمه  های امروزی مخلوطی از آهن و سرب و بعضی مواد دیگر است یا از سوزاندن دانه  های روغنی ...

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

سَدِنا

سَدِنا :    سدن + الف (اسم ساز)، خدمت کردن کعبه.

سَحرناز

سَحرناز :    (عربی ـ فارسی) 1- زیبایی سپیده دم؛ 2- (به مجاز) زیبا.

سحرگل

سحرگل :    (عربی ـ فارسی)، 1- گل سپیده دم؛ 2- (به مجاز) زیبا و با طراوت.

سَحر

سَحر :    (عربی) 1- زمان قبل از سپیده‌دم؛ 2- زمانی است (در ماه رمضان) از نیمه شب تا اذان صبح؛ 3- (در قدیم) صبح.

سِتیلا

سِتیلا :    (عربی) (اَعلام) 1) نام دختر حضرت موسی کاظم(ع)؛ 2) نام حضرت مریم.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

سِتیا

سِتیا :    گیتی، دنیا و روزگار.

سِتی

سِتی :    (عربی) (از عربی ستّی = بانوی من) 1- (در قدیم) عنوانی احترام آمیز برای زنان؛ 2- (به مجاز) زن و دختر.

ستوده

ستوده :    (صفت مفعولی از ستودن)، آن‌که او را ستوده‌اند؛ ستایش شده.

ستایش

ستایش :    1- حمد و سپاس خداوند، شکرگزاری (به درگاه خداوند)؛ 2- ستودن، مدح کردن، تعریف، مدح، تمجید؛ 3- تعریف و تمجید شدن.

ستاره

ستاره :    1- (در نجوم) هر یک از اجسام نورانی آسمان که معمولاً شب‌ها از زمین به صورت نقطه‌های نورانی چشمک زنِ نسبتاً ساکن دیده می‌شوند؛ اختر، نجم؛ 2- (به مجاز) بخت و اقبال و نماد شخص مجلس آرا و زیبارو.

سپینود

سپینود :    (اَعلام) (در شاهنامه) دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

سپیده

سپیده :    1- روشنی کم رنگ آسمان در افق مشرق قبل از طلوع آفتاب؛ 2- (در قدیم) سفیداب؛ ذره و براده‌ی قلع.

سبا

سبا :    (عربی) 1- (اَعلام) 1) (= سباء) سوره‌ی سی و چهارم از قرآن کریم؛ 2) نام شهر بلقیس؛ 3) مملکتی باستان در جنوب جزیره العرب در هزاره‌ی اول پیش از میلاد 2- (در عبری) انسان.

سایه

سایه :    1- (در فیزیک) تاریکی نسبی که به سبب جلوگیری تابش مستقیم نور در سطح یا فضا ایجاد می‌شود در مقابلِ روشن؛ 2- (به مجاز)، توجه، عنایت، پناه، حمایت؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) حشمت و بزرگی.

ساینا

ساینا :    1- (اوستایی) (اَعلام) نام خاندانی از موبدان زرتشتی؛ 2- (در طبری) ساکت و بی‌صدا؛ 2) سایه‌ای که مشخص و قابل رؤیت باشد.

سایدا

سایدا :    (کردی) (مرکب از سای + دا) سایه‌ی مادر (؟).

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

سایان

سایان :    (کردی) (سای = سایه + ان (پسوند نسبت))، 1- منسوب به سایه (؟)، م سایه؛ 2- (اَعلام) نام رشته کوهی در آسیای مرکزی، بیشتر در سیبری جنوبی، شامل سایان خاوری و سایان باختری.

سایا

سایا :    (ترکی) 1- یکرنگ، بی‌ریا؛ 2- (در فارسی) ساینده.

ساهره

ساهره :    (عربی) 1- زمین یا روی زمین، زمینی که حق سبحانه در روز قیامت آن را مجدداً پیدا سازد؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) (در ادیان) زمین روز رستاخیز؛ 3- چشمه روان؛ 4-ماه، غلاف ماه.

سانیا

سانیا :    سایه روشنِ جنگل.

سانای

سانای :    (ترکی) مهنام، بی‌قرار.

ساناز

ساناز :    1- نام گلی؛ 2- کمیاب، نادره.

سانا

سانا :    آسان.

سامیه

سامیه :    (عربی) (مؤنث سامی)، (در قدیم) بلند. + ( سامی. 1-

سامینا

سامینا :    1- مانند مینا؛ 2- نام گلی.

سامه

سامه :    1- (در قدیم) عهد، پیمان؛ 2- جای امن و امان، پناه، مأمن.

سالینا

سالینا :    [سال + ین (پسوند نسبت) + ا (پسوند نسبت)]، منسوب به سال، سالانه(؟).

سالومه

سالومه :    (عبری) (اَعلام) زوجه‌ی زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ساقی

ساقی :    (عربی) 1- آن که شراب در پیاله می‌ریزد و به دیگری می‌دهد؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) معشوق؛ 3- (در قدیم) در ادبیات عرفانی نمادِ «خداوند» یا پیر است.

ساغر

ساغر :    (معرب) 1- ظرفی که در آن شراب می‌نوشند، جام شراب؛ 2- (در قدیم) (به مجاز)، شراب؛ 3- (در عرفان) دل عارف است که انوار غیبی در آن مشاهده می‌شود.

ساعده

ساعده :    (عربی) 1- (مفرد سواعد) شاخه فرعی، شاخابه، مجاری آب که به رودخانه یا دریا می‌ریزد؛ 2- مجاری شیر در پستان؛ 3- (اسم) ساعد بند آهنی یا طلایی.

سازگار

سازگار :    1- دارای گرایش به همراهی و همکاری با دیگران، هماهنگ، موافق؛ 2- ملایم طبع.

ساریه

ساریه :    (عربی) 1- ابری که در شب آید؛ 2- (اَعلام) نام یکی از دختران امام موسی کاظم(ع).

سارینا

سارینا :    خالص، پاک.

ساره

ساره :    (عبری) (= سارا، سارای)؛ 1- امیره‌ی من؛ 2- (اَعلام) زوجه‌ی ابراهیم خلیل(ع) که به روایت تورات در 90 سالگی اسحاق را به دنیا آورد و در 127 سالگی درگذشت؛ 3- (در هندی) شاره یا نوعی لباس محلیِ زنان هند و پاکستان که ...

سارگل

سارگل :    گل زرد.

سارای

سارای :    (عربی) (= ساره و سارا)، ( ساره و سارا. 1-

ساران

ساران :    1- (در قدیم) آغاز، ابتدا؛ 2- سر.

سارا

سارا :    (عربی ـ فارسی) (ساحل + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ساحل ( ساحل.

ساحله

ساحله :    (عربی ـ فارسی) (ساحل + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ساحل ( ساحل.

ساحل

ساحل :    (ترکی) دارای موهای بلند و پرپشت، گیسو بلند.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ساچلی

ساچلی :    (ترکی) دارای موهای بلند و پرپشت، گیسو بلند.

ساجده

ساجده :    (عربی) (مؤنث ساجد)، ( ساجد.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir