انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر- اسم دوقلو ها - نام های اصیل فارسی ، ترکی و آذری ، کردی، لری، گیلکی و مازنی، بلوچی، عبری، عربی

اسم پسر با حرف ه

اسم پسر با حرف ه

 

نام پسر حرف ه

             

         

        

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

هیوا

هیوا : (کردی، hiwā ) امید.

هیمن

هیمن : (کردی، hemin ) آرام.

هِیژا

هِیژا : (کردی، hêžā ) گرامی، شایسته، گران‌بها.

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

چند اسم جدید و تازه و قشنگ پسر و دختر

لیست اسم های جدید برای دختر و پسر

محبوب ترین نام های پسر و دختر

اسم انگلیسی پسرانه

نظرسنجی خوشگلترین و زیباترین نام های پسرانه

اسم های مورد علاقه فرزند پسر و دختر تهرانیها

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

هیرش

هیرش : (کردی، hêriš) 1- یورش، حمله، هجوم؛ 2- فشار؛ 3- اشک.

هیربَد

هیربَد : (اوستایی) 1- آموزگار، معلم؛ 2- شاگرد، آموزنده؛ 3- رئیس آتشکده؛ 4- (در ادیان) پیشوای دینی در دین زرتشتی؛ 5- (اَعلام) نام دانایی پاکدل که کلید دار سراپرده کاووس بود.

هیراد

هیراد : (دساتیر) 1- خود را به مردم تازه روی و خوشحال وانمود کردن؛ 2- بشیر.

هویدا

هویدا : روشن، آشکار، نمایان، خوب پیدا.

هومن

هومن : (هو = خوب + من/ مان = اندیشه و روح) 1- دارنده‌ی روح خوب و نیک اندیش؛ 2- (اَعلام) نام پسر ویسه و برادران پیران و یکی از سرداران افراسیاب.

هومان

هومان : (= هومن)،  هومن.

هوشیار

هوشیار : (پهلوی) (= هوشیار، هشیوار) 1- کسی که دارای هوش است، باهوش؛ 2- عاقل، بخرد؛ 3- آگاه، بیدار؛ 4- زیرک؛ 5- (اَعلام) شهرت محمّدباقر هوشیار [1283-1336 شمسی] روان شناس ایرانی، از پشگامان روان شناسی تربیتی و بنیانگذار نخستین آزمایشگاه روان شناسی در ایران.

هوشنگ

هوشنگ:    1- به معنی کسی که منازل خوب فراهم سازد؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) دومین شاه پیشدادی، پسر سیامک. یافتن آتش، برپا کردن جشن سده و استخراج آهن را یادگار او می‌دانند.

هوشمند

هوشمند:    (هوش + مند (پسوند دارندگی و اتصاف)) 1- صاحب هوش، باهوش؛ 2- عاقل، بخرد.

هورام

هورام :    (عبری) 1- مرتفع؛ 2- (اَعلام) نام شهریار جازر که در هنگام افتتاح فلسطین بر جارزشهریار بود.

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

اسم زیبای ارمنی پسر

اسم زیبای سانسکریت پسر

اسم زیبای بلوچی پسر

نام دخترانه و پسرانه اوستایی پهلوی

اسم پسرانه لری شیک و زیبا

اسم های پسرانه خارجی جدید و با کلاس

اسم کردی پسر شیک و جدید

انتخاب اسم های جدید ترکی پسرانه

اسم های خوشکل و شیک دوقلو پسر

بهترین و زیباترین نام های پسر

اسم های زیبا و شیک و تازه برای دختر و پسر

اسم دوقلو دختر و پسر

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

هوتن

هوتن :    (هو = خوب + تن) 1- خوب تن، نیک اندام؛ 2- (به مجاز) تندرست و خوش قد و بالا؛ 3- (در پهلوی) به معنی خوب تنیده، خوب کشیده، برکشیده، خوش بالا؛ 4- (اَعلام) یکی از هم پیمانان داریوش بزرگ هخامنشی هنگام حمله ...

هِمت‌الله

هِمت‌الله:    (عربی) اراده و خواست خدا.

هِمت

هِمت:    (عربی) 1- اراده، انگیزه، و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف؛ 2- بلند طبعی، بلند نظری، 3- جوانمردی؛ 4- (در قدیم) خواست، آرزو؛ 5- (در تصوف) توجه قلب با تمام نیروی روحی به خداوند، دعا از صمیم قلب؛ 6- (اَعلام) همت: شهرت محمّد ...

هُمایون

هُمایون:    1- دارای تأثیر خوب، خجسته، مبارک، فرخنده؛ 2- (در موسیقی ایرانی) یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ 3- (در قدیم) از شبکه‌های بیست و چهارگانه‌ی موسیقی ایرانی؛ 4- (اَعلام) 1) نام دلاوری ایرانی مشهور به زرین کلاه؛ 2) همایون: دومین شاه سلسله‌ی تیموریان ...

هُژَبر

هُژَبر :    (عربی، هزبر) (در قدیم) 1- شیر؛ 2- (به مجاز) پهلوان، مرد

هژیر

هژیر:    (= هجیر) 1- خوب، پسندیده؛ 2- زیبا؛ 3- چابک، چالاک؛ 4- (در حالت قیدی) به خوبی؛ 5- (در پهلوی) خوب چهر، نیک نژاد؛ 6- (اَعلام) نام پسر گودرز.

هَژار

هَژار:    (کردی) 1- بینوا، فقیر، تنگدست؛ 2- (اعلام) عبدالرحمان ابن حاج ملامحمد شرفکندی متخلص به هَژار [1341-1411 قمری] از شاعران و نویسندگان کُرد. از آثار اوست: ترجمهی قانون در طب ابن سینا به فارسی، مم و زین خانی، بوکوردستان، ترجمهی شرفنامه به کردی، ترجمهی ...

هابیل

هابیل:    (عبری) 1- به معنی «نفس یا بخار»؛ 2- (اَعلام) (در تورات) دومین پسر حضرت آدم که داستان وی و برادرش (قابیل) نیز در قرآن سوره‌ی مائده، آیه 30 آمده است. او به دست برادرش (قابیل) کشته شد.

هرمز

هرمز :    (اوستایی) (= ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز و هورمزد)، 1-(در ادیان) اهورامزدا (د اهورا)؛ 2- (درنجوم) ستاره‌ی مشتری؛ 3- (در گاه شماری) روز اول از هر ماه شمسی؛ روز پنج شنبه. [ایرانیان قدیم به روزهای هفته چندان توجهی نداشته‌اند، بعدها به مناسبت انتساب ...

هدایت‌الله

هدایت‌الله :    (عربی) راهنمایی شده از سوی خدا، ارشاد شده‌ی خداوند.

هدایت

هدایت :    (عربی) 1- راهنمایی کردن به مسیر درست، ارشاد؛ 2- (در تصوف) راهنمایی از سوی خداوند که باعث رسیدن انسان به کمال می‌شود، آنچه خداوند به دل سالک می‌افکند تا به سبب آن به کمال رسد؛ 3- (اَعلام) 1) تخلص رضاقلی‌ خان للـه ...

هَخامنش

هَخامنش :    1- دوست منش، دوست کردار، کسی که دارای کردار و اندیشه نیک است؛ 2- (اَعلام) هخامنش: [حدود 675 پیش از میلاد] سردودمان سلسله‌ی هخامنشی، نیای کوروش بزرگ و رهبر قوم پارس.

هجیر

هجیر :    (= هژیر) 1- (در قدیم) خوب، پسندیده؛ 2- (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر گودرز، که در جنگ یازده رخ پهلوان تورانی را از پای درآورد.

هانی

هانی :    (عربی) 1- مسرور؛ 2- میسر؛ 3- (اَعلام) 1) نام چند تن از مشاهیر عرب؛ 2) نام یکی از یاران امام حسین(ع) در کوفه.

هامان

هامان :      (اَعلام) 1) هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا که او را با اردشیر خلط کرده‌اند] بود که بر مردخای یهودی غضبناک شد. [زیرا که وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت که فرمانی صادر کند که یهود را ...

هاشم

هاشم :    (عربی) 1- (در قدیم) شکننده، خرد کننده؛ 2- (اَعلام) 1) نام ابن عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام(ص) معروف به هاشم ابن عبد مناف؛ 2) هاشم (= ابن عتبه ابن ابی وقاص): [قرن اول هجری] نام یکی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) ملقب ...

هارون

هارون :    (عبری ؟) 1- (در قدیم) قاصد و پیک شاه که زنگوله‌ای بر کمر می‌بست تا راه داران مانع او نشوند؛ 2- نگهبان، پاسبان؛ 3- (اَعلام) 1) (در تورات) نام برادر بزرگِ حضرت موسی(ع) که به پیغمبری با وی برگزیده شد و نخستین ...

هادی

هادی :    (عربی) 1- هدایت‌کننده، راهنما؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 3- (در قدیم) دست آموز، آموخته؛ 4- (در عرفان) در ادب عرفانی قطب و مرشد را هادی گویند و گاه کنایه از فیض حق است؛ 5- (اَعلام) 1) هادی: [214 -254 قمری]، ...

هاتف

هافت :    (عربی) 1- ندا دهنده‌ای که صدایش شنیده شود اما خودش دیده نشود، مانند فرشته‌ی ندا دهنده‌ی غیبی، سروش؛ 2- (در عرفان) در اصطلاح، داعی و منادی حق که در دل سالک متجلی شود و او را توفیق سلوک عنایت کند؛ 3- (اَعلام) ...

هابیل

هابیل :    (عبری) 1- به معنی «نفس یا بخار»؛ 2- (اَعلام) (در تورات) دومین پسر حضرت آدم که داستان وی و برادرش (قابیل) نیز در قرآن سوره‌ی مائده، آیه 30 آمده است. او به دست برادرش (قابیل) کشته شد.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

             

         

        



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر- اسم دوقلو ها - نام های اصیل فارسی ، ترکی و آذری ، کردی، لری، گیلکی و مازنی، بلوچی، عبری، عربی

  
انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

به نام خدا
انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر،
آرشیو کاملی از اسم دختـر و پسر، فرهنگ نام های ایرانی - راهنمای بهترین نام دختر پسر - اسامی نوزاد مورد تائید ثبت احوال در
esmha.blog.ir

کپی برداری از مطالب "اسم ها" غیرمجاز و شرعا حرام است.

نرم افزار اسم های جدید دختر و پسر

نرم افزار اسم های جدید دختر و پسر

چگونه می توان کودکی زیبا و باهوش داشت

تبلیغ

عضو کانال آگهی های استخدامی رسمی شوید

تبلیغ

اسم پسر با حرف ه

 

نام پسر حرف ه

             

         

        

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

هیوا

هیوا : (کردی، hiwā ) امید.

هیمن

هیمن : (کردی، hemin ) آرام.

هِیژا

هِیژا : (کردی، hêžā ) گرامی، شایسته، گران‌بها.

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

چند اسم جدید و تازه و قشنگ پسر و دختر

لیست اسم های جدید برای دختر و پسر

محبوب ترین نام های پسر و دختر

اسم انگلیسی پسرانه

نظرسنجی خوشگلترین و زیباترین نام های پسرانه

اسم های مورد علاقه فرزند پسر و دختر تهرانیها

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

هیرش

هیرش : (کردی، hêriš) 1- یورش، حمله، هجوم؛ 2- فشار؛ 3- اشک.

هیربَد

هیربَد : (اوستایی) 1- آموزگار، معلم؛ 2- شاگرد، آموزنده؛ 3- رئیس آتشکده؛ 4- (در ادیان) پیشوای دینی در دین زرتشتی؛ 5- (اَعلام) نام دانایی پاکدل که کلید دار سراپرده کاووس بود.

هیراد

هیراد : (دساتیر) 1- خود را به مردم تازه روی و خوشحال وانمود کردن؛ 2- بشیر.

هویدا

هویدا : روشن، آشکار، نمایان، خوب پیدا.

هومن

هومن : (هو = خوب + من/ مان = اندیشه و روح) 1- دارنده‌ی روح خوب و نیک اندیش؛ 2- (اَعلام) نام پسر ویسه و برادران پیران و یکی از سرداران افراسیاب.

هومان

هومان : (= هومن)،  هومن.

هوشیار

هوشیار : (پهلوی) (= هوشیار، هشیوار) 1- کسی که دارای هوش است، باهوش؛ 2- عاقل، بخرد؛ 3- آگاه، بیدار؛ 4- زیرک؛ 5- (اَعلام) شهرت محمّدباقر هوشیار [1283-1336 شمسی] روان شناس ایرانی، از پشگامان روان شناسی تربیتی و بنیانگذار نخستین آزمایشگاه روان شناسی در ایران.

هوشنگ

هوشنگ:    1- به معنی کسی که منازل خوب فراهم سازد؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) دومین شاه پیشدادی، پسر سیامک. یافتن آتش، برپا کردن جشن سده و استخراج آهن را یادگار او می‌دانند.

هوشمند

هوشمند:    (هوش + مند (پسوند دارندگی و اتصاف)) 1- صاحب هوش، باهوش؛ 2- عاقل، بخرد.

هورام

هورام :    (عبری) 1- مرتفع؛ 2- (اَعلام) نام شهریار جازر که در هنگام افتتاح فلسطین بر جارزشهریار بود.

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

اسم زیبای ارمنی پسر

اسم زیبای سانسکریت پسر

اسم زیبای بلوچی پسر

نام دخترانه و پسرانه اوستایی پهلوی

اسم پسرانه لری شیک و زیبا

اسم های پسرانه خارجی جدید و با کلاس

اسم کردی پسر شیک و جدید

انتخاب اسم های جدید ترکی پسرانه

اسم های خوشکل و شیک دوقلو پسر

بهترین و زیباترین نام های پسر

اسم های زیبا و شیک و تازه برای دختر و پسر

اسم دوقلو دختر و پسر

اسم پسر جدید، اسم پسر با حرف، نام پسر شیک و جدید esmha.blog.ir

هوتن

هوتن :    (هو = خوب + تن) 1- خوب تن، نیک اندام؛ 2- (به مجاز) تندرست و خوش قد و بالا؛ 3- (در پهلوی) به معنی خوب تنیده، خوب کشیده، برکشیده، خوش بالا؛ 4- (اَعلام) یکی از هم پیمانان داریوش بزرگ هخامنشی هنگام حمله ...

هِمت‌الله

هِمت‌الله:    (عربی) اراده و خواست خدا.

هِمت

هِمت:    (عربی) 1- اراده، انگیزه، و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف؛ 2- بلند طبعی، بلند نظری، 3- جوانمردی؛ 4- (در قدیم) خواست، آرزو؛ 5- (در تصوف) توجه قلب با تمام نیروی روحی به خداوند، دعا از صمیم قلب؛ 6- (اَعلام) همت: شهرت محمّد ...

هُمایون

هُمایون:    1- دارای تأثیر خوب، خجسته، مبارک، فرخنده؛ 2- (در موسیقی ایرانی) یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ 3- (در قدیم) از شبکه‌های بیست و چهارگانه‌ی موسیقی ایرانی؛ 4- (اَعلام) 1) نام دلاوری ایرانی مشهور به زرین کلاه؛ 2) همایون: دومین شاه سلسله‌ی تیموریان ...

هُژَبر

هُژَبر :    (عربی، هزبر) (در قدیم) 1- شیر؛ 2- (به مجاز) پهلوان، مرد

هژیر

هژیر:    (= هجیر) 1- خوب، پسندیده؛ 2- زیبا؛ 3- چابک، چالاک؛ 4- (در حالت قیدی) به خوبی؛ 5- (در پهلوی) خوب چهر، نیک نژاد؛ 6- (اَعلام) نام پسر گودرز.

هَژار

هَژار:    (کردی) 1- بینوا، فقیر، تنگدست؛ 2- (اعلام) عبدالرحمان ابن حاج ملامحمد شرفکندی متخلص به هَژار [1341-1411 قمری] از شاعران و نویسندگان کُرد. از آثار اوست: ترجمهی قانون در طب ابن سینا به فارسی، مم و زین خانی، بوکوردستان، ترجمهی شرفنامه به کردی، ترجمهی ...

هابیل

هابیل:    (عبری) 1- به معنی «نفس یا بخار»؛ 2- (اَعلام) (در تورات) دومین پسر حضرت آدم که داستان وی و برادرش (قابیل) نیز در قرآن سوره‌ی مائده، آیه 30 آمده است. او به دست برادرش (قابیل) کشته شد.

هرمز

هرمز :    (اوستایی) (= ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز و هورمزد)، 1-(در ادیان) اهورامزدا (د اهورا)؛ 2- (درنجوم) ستاره‌ی مشتری؛ 3- (در گاه شماری) روز اول از هر ماه شمسی؛ روز پنج شنبه. [ایرانیان قدیم به روزهای هفته چندان توجهی نداشته‌اند، بعدها به مناسبت انتساب ...

هدایت‌الله

هدایت‌الله :    (عربی) راهنمایی شده از سوی خدا، ارشاد شده‌ی خداوند.

هدایت

هدایت :    (عربی) 1- راهنمایی کردن به مسیر درست، ارشاد؛ 2- (در تصوف) راهنمایی از سوی خداوند که باعث رسیدن انسان به کمال می‌شود، آنچه خداوند به دل سالک می‌افکند تا به سبب آن به کمال رسد؛ 3- (اَعلام) 1) تخلص رضاقلی‌ خان للـه ...

هَخامنش

هَخامنش :    1- دوست منش، دوست کردار، کسی که دارای کردار و اندیشه نیک است؛ 2- (اَعلام) هخامنش: [حدود 675 پیش از میلاد] سردودمان سلسله‌ی هخامنشی، نیای کوروش بزرگ و رهبر قوم پارس.

هجیر

هجیر :    (= هژیر) 1- (در قدیم) خوب، پسندیده؛ 2- (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر گودرز، که در جنگ یازده رخ پهلوان تورانی را از پای درآورد.

هانی

هانی :    (عربی) 1- مسرور؛ 2- میسر؛ 3- (اَعلام) 1) نام چند تن از مشاهیر عرب؛ 2) نام یکی از یاران امام حسین(ع) در کوفه.

هامان

هامان :      (اَعلام) 1) هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا که او را با اردشیر خلط کرده‌اند] بود که بر مردخای یهودی غضبناک شد. [زیرا که وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت که فرمانی صادر کند که یهود را ...

هاشم

هاشم :    (عربی) 1- (در قدیم) شکننده، خرد کننده؛ 2- (اَعلام) 1) نام ابن عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام(ص) معروف به هاشم ابن عبد مناف؛ 2) هاشم (= ابن عتبه ابن ابی وقاص): [قرن اول هجری] نام یکی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) ملقب ...

هارون

هارون :    (عبری ؟) 1- (در قدیم) قاصد و پیک شاه که زنگوله‌ای بر کمر می‌بست تا راه داران مانع او نشوند؛ 2- نگهبان، پاسبان؛ 3- (اَعلام) 1) (در تورات) نام برادر بزرگِ حضرت موسی(ع) که به پیغمبری با وی برگزیده شد و نخستین ...

هادی

هادی :    (عربی) 1- هدایت‌کننده، راهنما؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 3- (در قدیم) دست آموز، آموخته؛ 4- (در عرفان) در ادب عرفانی قطب و مرشد را هادی گویند و گاه کنایه از فیض حق است؛ 5- (اَعلام) 1) هادی: [214 -254 قمری]، ...

هاتف

هافت :    (عربی) 1- ندا دهنده‌ای که صدایش شنیده شود اما خودش دیده نشود، مانند فرشته‌ی ندا دهنده‌ی غیبی، سروش؛ 2- (در عرفان) در اصطلاح، داعی و منادی حق که در دل سالک متجلی شود و او را توفیق سلوک عنایت کند؛ 3- (اَعلام) ...

هابیل

هابیل :    (عبری) 1- به معنی «نفس یا بخار»؛ 2- (اَعلام) (در تورات) دومین پسر حضرت آدم که داستان وی و برادرش (قابیل) نیز در قرآن سوره‌ی مائده، آیه 30 آمده است. او به دست برادرش (قابیل) کشته شد.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

             

         

        

نظرات  (۱)

این اسم های که شما گذاشتید نه شیکه نه باکلاس
پاسخ:
پست های دیگه وبلاگو مطالعه بفرمایین.

نظراتی که به صورت خصوصی ارسال می شوند، متاسفانه امکان پاسخگویی به آنها وجود ندارد.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر