انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر- اسم دوقلو ها - نام های اصیل فارسی ، ترکی و آذری ، کردی، لری، گیلکی و مازنی، بلوچی، عبری، عربی

اسم دختر با حرف ا

اسم دختر با حرف الف

اسامی دخترونه حرف الف

             

         

        

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ایناس

ایناس:  (عربی) (در قدیم) انس، مؤانست، انس دادن، خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی.

ایمانه

ایمانه:    (عربی ـ فارسی) (ایمان + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ایمان، م ایمان.

ایما

ایما:    (عربی) 1- چیزی را با حرکتِ دست یا چشم و ابرو نشان دادن، اشاره؛ 2- بیان موضوعی به طور رمز یا خلاصه.

ایلناز

ایلناز :    (ترکی ـ فارسی) (ایل + ناز = افتخار، نوازش، زیبا)، 1- افتخار ایل؛ 2- مورد نوازش ایل؛ 3- نازنین ایل.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ایلا

ایلا:    (عربی) 1- ایلا و ایله در قاموس کتاب مقدس به معنی درختان آمده؛ 2- (اَعلام) نام شهری در ساحل شرقی خلیج بحر قلزم.

ایرن

ایرن :    گونه‌ای دیگر از واژه‌ی ایران، گ ایران.

ایرانه

ایرانه :    (ایران + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ایران، مربوط به ایران، ایرانی، منتسب به ایران‌ زمین.

ایران‌دخت

ایران‌دخت :    (ایران + دخت = دختر)، دختر ایران، دختر ایرانی، دختر آریایی.

ایران

ایران :    1- نجد (فلات) ایران، کشور (مملکت) ایران؛ 2- آزادگان.

ایدا

ایدا:    یاری نمودن.

ایپک

ایپک:    (ترکی) ابریشم، حریر، ابریشمی.

اوین

اوین :    (= آوین) 1- آوردن؛ 2- (اَعلام) نام منطقه‌ای در شمال غرب تهران، که پیشتر از روستاهای شمیران بود.

اولدوز

اولدوز:    (ترکی) ستاره، اختر، کوکب، نجم.

اَنیسه

اَنیسه :    (عربی) (مؤنث انیس)، زن انس گیرنده و همدم، زن مصاحب و هم‌نشین. + ( اَنیس.

اَنیسا

اَنیسا:    (عربی ـ فارسی) (اَنیس + ا (پسوند نسبت))، منسوب به اَنیس؛ ( اَنیس.

اَنیس

اَنیس :    (عربی) 1- انس گیرنده، همدم، مصاحب، هم‌نشین؛ 2-(به مجاز) محبوب و مطلوب.

انوشه

انوشه :    1- جاوید، باقی، پایدار؛ 2- (در حالت قیدی) به طور همیشگی، جاویدان، ابدی.

اَنوشا

اَنوشا :    بی‌مرگ و جاویدان.

اِنسیّه

اِنسیّه:    (عربی) ‌(‌اِنس‌= ‌انسان،‌ بشر‌+ ایه (پسوند نسبت))، مربوط به انس، منسوب به انس، انسانی، آدمی.

اِنسی

اِنسی :    (عربی ـ فارسی) ( اِنس = انسان، بشر + ی (پسوند نسبت))، 1- مربوط به انس، انسانی؛ 2- (در قدیم) فردی از انس، انسان.

اندیشه

اندیشه:   1- آنچه از اندیشیدن حاصل می‌شود‌، فکر؛ 2- (در قدیم) توجه، غم‌خواری.

اِنتصار

اِنتصار :    (عربی) 1- (در قدیم) یاری دادن، کمک کردن؛ 2- یاری یافتن، نصرت یافتن، پیروزی یافتن، داد ستدن.

امینه

امینه :    (عربی) (مؤنث امین)، زن مورد اطمینان و درستکار. + ( امین. 1- و2-

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

امیده

امیده :    (امید + ه (پسوند نسبت) منسوب به امید،   امید.

اُم‌کلثوم

اُم‌کلثوم :    (عربی) 1- شیر ماده؛ 2- (اَعلام) 1) سومین دختر پیامبر اسلام(ص) [سال 9 هجری] و همسر عثمان خلیفه؛ 2) نام زینب صغری(س) دختر علی ابن ابی‌طالب(ع)؛ 3) نام دختر امام حسین(ع).

اُم‌فَروه

اُم‌فَروه :    (عربی) (اَعلام) 1) مادر امام جعفر صادق(ع)؛ 2) نام دختر امام موسی بن جعفر(ع).

اُم‌سلمه

اُم‌سلمه :    (عربی) (اَعلام) 1) [حدود سال 60 هجری] نام یکی از همسران پیامبر اسلام(ص)؛ 2) کنیه‌ی چند تن از دختران امامان معصوم.

اَمانه

اَمانه :    (عربی) 1- اطمینان و آرامش قلب.

اُم‌البنین

اُم‌البنین :    (عربی) 1- مادر پسران؛ 2- (اَعلام) لقب فاطمه‌ی کلابیه دومین همسر امیرالمؤمنین علی(ع) و مادر حضرت عباس‌(ع).

اِلینا

اِلینا  :    (عربی) (الی= نیکویی، نعمت + نا = ضمیر اول شخص جمع در عربی) نیکویی و نعمت برای ما.

الین

الین :    (ترکی ـ فارسی) (ال= ایل+ ین (پسوند نسبت))، 1-منسوب به ایل؛ 2- (به مجاز) هم نژاد و هم خون (؟).

اِلیکا

اِلیکا :  (سنسکریت) 1- هیل [= هِل، دانه‌ی معطر گیاهی از تیره‌ی زنجبیلی‌ها]؛ 2- (در عربی) قاقله‌ی صغار؛ 3- (در هندی) لاچی.

اَلیسا

اَلیسا :    (= دیدو) ( در اعلام) بانی و ملکه‌ی افسانه‌ای کارتاژ [از سرزمین‌های شمالی افریقا که جمعی از مهاجر نشینان فنیقیه بنا نهادند. (در حدود 880 پیش از میلاد)] که دختر شاه صدر بود و گویند اَلیسا نام داشت.

الیانا

الیانا :    (ترکی) 1- نیکی و هدیه؛ 2- (به مجاز) به معنی مأنوس؛ 3- دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل.

الیا

الیا :    (یونانی) 1- گل خطمی صحرایی؛ 2- (در عربی) شحم‌المرج.

اِلهه

اِلهه :    (عربی) (= الاهه) (مؤنث «اله»رب‌النوع)؛ 1- پرستش کردن؛ 2- ماه نو؛ 3- آفتاب؛ 4- بتان؛ 5- (در ادیان) در اعتقادات قدیم نیمه خدایی که نماینده‌‌ی نوعی خاص بوده و به صورت زنی ظاهر می‌شده است.

الهام

الهام :    (عربی) 1- به دل افکندن، در دل انداختن؛ 2- القاء معنی خاص در قلب به طریق فیض؛ 3- رسیدن فکر به ذهن و در معارف اسلامی القای امری از سوی خداوند به دل کسی؛ 4- (در قدیم) دریافت و شعور غریزی.

الوان

الوان :    (عربی) 1- رنگ‌ها، نوع‌ها، رنگارنگ، رنگین؛ 2- (در قدیم) گوناگون، گونه‌گون؛ 3- (در قدیم) اقسام، انواع؛ 4-(اَعلام) نام شهری در شهرستان شوش در استان خوزستان.

اِلناز

اِلناز :    (ترکی ـ فارسی) 1- مایه افتخار ایل، باعث فخر و تفاخر شهر و ولایت؛ 2- موجب نعمت و رفاه و آسایش.

اِلِنا

اِلِنا :    (یونانی) (= هلن، هلنا)،    هلن و هلنا.

المیرا

المیرا :    (ترکی ـ فارسی) (ال = ایل + میرا) (به مجاز) فدائی ایل.

الماس

الماس :  (از یونانی) 1- (در مواد) کربن خالصی که در دما و فشار زیاد متبلور شده باشد. سخت‌ترین ماده‌ی طبیعی است و کاربردهای تزیینی و صنعتی دارد؛ 2- (در قدیم) ( به مجاز) شمشیر.

اُلگا

اُلگا :    (ترکی) (= الکا) (در قدیم) سرزمین، ناحیه؛ (اَعلام) قدیسه الگا [حدود 890-969 میلادی] اولین قدیسه‌ی روسی، همسر و نایب السلطنه‌ی امیر کِیف [945-957 میلادی]، که مسیحی شد و مسیحیت را در روسیه رواج داد.

اُلفت

اُلفت :    (عربی) خو گیری، انس‌، محبت، دوستی، همدمی، عادت کردن به کسی (چیزی) همراه با دوست داشتن ِاو (آن).

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

اِلسانا

اِلسانا :    (ترکی ـ فارسی) [ال = آل، شهر و ولایت، خویشی + سان (پسوند شباهت) + ا (الف اسم ساز)]، مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان.

اِلسا

اِلسا :  (ترکی ـ فارسی) (ال= ایل+ سا (پسوند شباهت)) مثل ایل، همانند ایل.

اُلدوز

اُلدوز :    (ترکی) (= اولدوز)،    اولدوز.

اِل‌آی

اِل‌آی :    (ترکی) 1- ماه ایل؛ 2- (به مجاز) زیباروی ایل.

اَکرم

اَکرم :    (عربی) 1- گرامی‌تر، آزادتر، بزرگتر، بزرگوار، گرامی؛ 2- از نام‌های خداوند.

اِکرام

اِکرام :    (عربی) 1- بزرگداشت، گرامی داشتن، احترام‌کردن، حرمت، احسان؛ 2- از واژه‌های قرآنی.

اِقلیما

اِقلیما :   (معرب از یونانی) 1- (= اقلیمیا) (در قدیم) ماده‌ای که از گداختن برخی از فلزات مانند طلا و نقره به دست می‌آورند؛ 2- (اَعلام) نام دختر آدم(ع) که به نقل تاریخ در ازدواج هابیل بود.

اَقدس

اَقدس :    (عربی) 1- پاکتر، پاکیزه‌تر، مقدس‌تر؛ 2- عنوانی احترام آمیز برای بزرگان یا مکان‌های مقدس.

اَفشان

اَفشان :    1- افشاننده، پریشان، پراکنده، پاشان، ریزنده، آشفته و پریشان چنان که زلف؛ 2- (در گیاهی) ویژگی ریشه در گیاهان تک لپه‌ای که در آن تشخیص ریشه‌ی اصلی از ریشه‌ی فرعی ممکن نیست.

اَفسون

اَفسون :    1- نیرنگ، حیله، مکر؛ 2- سحرانگیزی، جاذبه؛ 3- آنچه جادوگران برزبان می  رانند، سخنی که برای فریب دادن و تحت تأثیر قرار دادنِ دیگران گفته می  شود؛ 4- (به مجاز) ویژگی دختری که به لحاظ زیبایی جاذبه دارد و دیگران را افسون ...

افسانه

افسانه :    1- سرگذشت، قصه، داستان، سرگذشت و حکایت گذشتگان؛ 2- افسون، سحر؛ 3- ترانه.

افروزه

افروزه :    1- آنچه بدان آتش گیرانند، آتش گیره؛ 2- شهاب.

افروز

افروز :    افروختن، افروزنده.

اِفراح

اِفراح :    (عربی) (در قدیم) شاد کردن.

اََفرا

اََفرا :    (در گیاهی) 1- درختی از تیره‌ی افراها، اسپندان، اسفندان، بوسیاه؛ 2- کلمه تحسین به معنی آفرین، مرحبا.

اِفتخار

اِفتخار :    (عربی) فخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی.

اَعظم

اَعظم :    (عربی) 1- بزرگ، بزرگتر، بزرگترین، بزرگوار، بزرگوارتر؛ 2- از صفات خدوند.

اَطهره

اَطهره :   (عربی ـ فارسی) (اطهر + ه (پسوند نسبت)) منسوب به اطهر،   اطهر.

اَطهر

اَطهر :    (عربی) (در قدیم) پاکیزه‌تر، پاک تر، طاهرتر.

اطلس

اطلس :   (معرب از یونانی) 1- پارچه‌ی ابریشمی، پرنیان، دیبا، ابریشم گران‌بها؛ 2- (در نجوم) فلک نهم، فلک اطلس.

اَشواق

اَشواق :   (عربی) (جمع شَوق) (در قدیم) شوق  ها، آرزومندی  ها.

اَشرف

اَشرف:    (عربی) 1- گرانمایه تر، شریف‌تر؛ شریف‌ترین، والاترین؛ 2- (در قدیم) بالاتر؛ 3- (اَعلام) نام پیشین شهر بهشهر در استان مازندران.

اُسوه

اُسوه :  (عربی) 1- پیشوا‌، رهبر، مقتدا، خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی گردد؛ 2- از واژه‌های قرآنی.

اَسنا

اَسنا :    ارفع، بلندتر، عالی‌تر.

اَسمر

اَسمر :    (عربی) (در قدیم) گندم‌گون؛ سبزه.

اَسما

اَسما :  (عربی) 1- نام‌ها، اسامی؛ 2- معارف، حقایق؛ 3- (در تفسیر قرآن) و (در تصوف) به معنای معارف، حقایق و علوم آمده است؛ 3- (اَعلام) 1) نام همسر پیامبر اسلام(ص)؛ 2) نام دختر امام موسی کاظم(ع)؛ 3) نام همسر حضرت علی(ع).

اَسرین

اَسرین :    (کردی) اشک، سرشک.

اِسرا

اِسرا :   (عربی) 1- به شب راه رفتن، در شب سیر کردن؛ 2- معراج پیامبر اسلام(ص)؛ 3- (اَعلام) نام هفدهمین سوره‌ی قرآن کریم دارای صد و یازده آیه.

اَزهار

اَزهار :    (عربی) (جمع زَهر) (در قدیم) گل‌ها، شکوفه‌ها.

اریکا

اریکا :    1- (در گیاهی) فوفل، پوفل، درختی از تیره‌ی نخل ها که در مناطق گرم آسیا می‌روید، نخل هندی؛ 2- (در عربی) فُوفَل، تانبُول، کَوتَل؛ (در انگلیسی و آلمانی) اریکا،  Areka،Areca .

اَریسا

اَریسا :    (معرب یونانی) (= ایرسا)، ( ایرسا.

اَرنیکا

اَرنیکا :    1- آریایی نیکو کردار، آریایی نیکو رفتار، 2- آریایی خوب و زیبا.

اَرنَواز

اَرنَواز :    1- آن که سُخنش رحمت می‌آورد؛ 2- (در شاهنامه) نام خواهر جمشید که ضحاک او را به همسری خود درآورد؛ 3- (در اوستا) ارنوک.

ارمغان

ارمغان :    (ترکی) تحفه‌ای که از جایی دیگر برند، سوغات، ره آورد.

اُرکیده

اُرکیده:    (فرانسوی) (در گیاهی) 1- گلی به شکل  های غیرعادی و رنگ  های درخشان، که یک گل  برگِ آن از دو گل  برگِ دیگرش بزرگتر است؛ 2- گیاه این گل که علفی است و انواع متعددی دارد که ممکن است پیچنده، بالارونده یا زمینی ...

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ارغوان

ارغوان :    1- (در گیاهی) درختی است زینتی از تیره‌ی پروانه واران با گلهایی به رنگ سرخ مایل به بنفش؛ 2- (در گیاهی) گلی قرمز رنگ و چسبیده به ساقه که پیش از ظاهر شدن برگ‌ها پدیدار می‌شود؛ 3- (به مجاز) چهره‌ی زیبا و ...

اَرشین

اَرشین :    1- دوست‌ترین؛ 2- (اَعلام) نام یکی از شاهدخت‌های هخامنشی است که در زمان خود به درایت و کاردانی مشهور بوده است.

اَرزنده

اَرزنده :    (صفت فاعلی از ارزیدن) 1- دارای ارزش، ارزشمند، ارزمند، شایسته و لایق؛ 2- (به مجاز) محترم، با شخصیت، مورد احترام.

ادیبه

ادیبه :    (عربی) (مؤنث ادیب)، ( ادیب. 1- ، 2- ، 3- ، 4- و5-

ادنا

ادنا : (عربی، ادنی) 1- از واژه  های قرآنی؛ 2- (در قدیم) کمترین، جزئی  ترین؛ 3- پایین  تر؛ 4- پایین  ترین، نازل  ترین.

اِخلاص

اِخلاص :    (عربی) 1- دوستی خالص داشتن، خلوص نیت داشتن، عقیده داشتن، عقیده پاک داشتن، ارادت صادق داشتن؛ 2- (در تصوف) یک سره روی کردن و پرداختن به خداوند؛ 3- (اَعلام) سوره‌ی صد و دوازدهم از قرآن کریم دارای چهار آیه؛ 4- (در قدیم) رها ...

اختر

اختر :    1- (در نجوم) جرم فلکی، ستاره، کوکب، نجم؛ 2- (در گیاهی) نام گل و گیاهی است؛ 3- (در قدیم) در باور قدما ستاره‌ی بخت و اقبال؛ 4- (در قدیم) سرنوشت، بخت، طالع؛ 5- (در قدیم) پرچم، عَلَم، درفش.

اَحیا

اَحیا :    (عربی) 1- زندگان؛ 2- زندگی؛ 3- زندگی از نو؛ 4-خاندان‌ها، قبیله‌ها.

اَحلام

اَحلام :    (عربی) 1- جمع حلم، بردباری‌ها، وقارها؛ 2- عقل‌ها؛ 3- جمع حلیم، بردباران.

اِحسانه

اِحسانه :    (عربی ـ فارسی) (احسان + ه (پسوند نسبت))، منسوب به احسان، ( احسان.

اِحترام

اِحترام :    (عربی) 1- حرمت داشتن، محترم بودن؛ 2- حرمت، پاس، بزرگداشت؛ 3- رفتار و گفتاری که نشان دهنده‌ی بزرگداشت و اهمیت دادن به کسی یا چیزی است.

اَبریشم

اَبریشم :    (پهلوی) 1- رشته‌ای که از تارهای پیله برای دوختن و بافتن سازند، حریر؛ 2- (در گیاهی) گلی به صورتِ رشته‌های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستان‌ها می‌رویَد؛ 3- درخت این گل؛ 4- (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) نوعی ...

اِبتهاج

اِبتهاج :    (عربی) 1- شادن شدن، خوش و خرم؛ 2- (در قدیم) شادمانی، خوشی.

اِبتسام

اِبتسام :    (عربی) 1- لبخند زدن، تبسم کردن؛ 2- (در قدیم) تبسم، لب‌خند.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر- اسم دوقلو ها - نام های اصیل فارسی ، ترکی و آذری ، کردی، لری، گیلکی و مازنی، بلوچی، عبری، عربی

  
انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

به نام خدا
انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر،
آرشیو کاملی از اسم دختـر و پسر، فرهنگ نام های ایرانی - راهنمای بهترین نام دختر پسر - اسامی نوزاد مورد تائید ثبت احوال در
esmha.blog.ir

کپی برداری از مطالب "اسم ها" غیرمجاز و شرعا حرام است.

نرم افزار اسم های جدید دختر و پسر

نرم افزار اسم های جدید دختر و پسر

چگونه می توان کودکی زیبا و باهوش داشت

تبلیغ

عضو کانال آگهی های استخدامی رسمی شوید

تبلیغ

اسم دختر با حرف الف

اسامی دخترونه حرف الف

             

         

        

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ایناس

ایناس:  (عربی) (در قدیم) انس، مؤانست، انس دادن، خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی.

ایمانه

ایمانه:    (عربی ـ فارسی) (ایمان + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ایمان، م ایمان.

ایما

ایما:    (عربی) 1- چیزی را با حرکتِ دست یا چشم و ابرو نشان دادن، اشاره؛ 2- بیان موضوعی به طور رمز یا خلاصه.

ایلناز

ایلناز :    (ترکی ـ فارسی) (ایل + ناز = افتخار، نوازش، زیبا)، 1- افتخار ایل؛ 2- مورد نوازش ایل؛ 3- نازنین ایل.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ایلا

ایلا:    (عربی) 1- ایلا و ایله در قاموس کتاب مقدس به معنی درختان آمده؛ 2- (اَعلام) نام شهری در ساحل شرقی خلیج بحر قلزم.

ایرن

ایرن :    گونه‌ای دیگر از واژه‌ی ایران، گ ایران.

ایرانه

ایرانه :    (ایران + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ایران، مربوط به ایران، ایرانی، منتسب به ایران‌ زمین.

ایران‌دخت

ایران‌دخت :    (ایران + دخت = دختر)، دختر ایران، دختر ایرانی، دختر آریایی.

ایران

ایران :    1- نجد (فلات) ایران، کشور (مملکت) ایران؛ 2- آزادگان.

ایدا

ایدا:    یاری نمودن.

ایپک

ایپک:    (ترکی) ابریشم، حریر، ابریشمی.

اوین

اوین :    (= آوین) 1- آوردن؛ 2- (اَعلام) نام منطقه‌ای در شمال غرب تهران، که پیشتر از روستاهای شمیران بود.

اولدوز

اولدوز:    (ترکی) ستاره، اختر، کوکب، نجم.

اَنیسه

اَنیسه :    (عربی) (مؤنث انیس)، زن انس گیرنده و همدم، زن مصاحب و هم‌نشین. + ( اَنیس.

اَنیسا

اَنیسا:    (عربی ـ فارسی) (اَنیس + ا (پسوند نسبت))، منسوب به اَنیس؛ ( اَنیس.

اَنیس

اَنیس :    (عربی) 1- انس گیرنده، همدم، مصاحب، هم‌نشین؛ 2-(به مجاز) محبوب و مطلوب.

انوشه

انوشه :    1- جاوید، باقی، پایدار؛ 2- (در حالت قیدی) به طور همیشگی، جاویدان، ابدی.

اَنوشا

اَنوشا :    بی‌مرگ و جاویدان.

اِنسیّه

اِنسیّه:    (عربی) ‌(‌اِنس‌= ‌انسان،‌ بشر‌+ ایه (پسوند نسبت))، مربوط به انس، منسوب به انس، انسانی، آدمی.

اِنسی

اِنسی :    (عربی ـ فارسی) ( اِنس = انسان، بشر + ی (پسوند نسبت))، 1- مربوط به انس، انسانی؛ 2- (در قدیم) فردی از انس، انسان.

اندیشه

اندیشه:   1- آنچه از اندیشیدن حاصل می‌شود‌، فکر؛ 2- (در قدیم) توجه، غم‌خواری.

اِنتصار

اِنتصار :    (عربی) 1- (در قدیم) یاری دادن، کمک کردن؛ 2- یاری یافتن، نصرت یافتن، پیروزی یافتن، داد ستدن.

امینه

امینه :    (عربی) (مؤنث امین)، زن مورد اطمینان و درستکار. + ( امین. 1- و2-

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

امیده

امیده :    (امید + ه (پسوند نسبت) منسوب به امید،   امید.

اُم‌کلثوم

اُم‌کلثوم :    (عربی) 1- شیر ماده؛ 2- (اَعلام) 1) سومین دختر پیامبر اسلام(ص) [سال 9 هجری] و همسر عثمان خلیفه؛ 2) نام زینب صغری(س) دختر علی ابن ابی‌طالب(ع)؛ 3) نام دختر امام حسین(ع).

اُم‌فَروه

اُم‌فَروه :    (عربی) (اَعلام) 1) مادر امام جعفر صادق(ع)؛ 2) نام دختر امام موسی بن جعفر(ع).

اُم‌سلمه

اُم‌سلمه :    (عربی) (اَعلام) 1) [حدود سال 60 هجری] نام یکی از همسران پیامبر اسلام(ص)؛ 2) کنیه‌ی چند تن از دختران امامان معصوم.

اَمانه

اَمانه :    (عربی) 1- اطمینان و آرامش قلب.

اُم‌البنین

اُم‌البنین :    (عربی) 1- مادر پسران؛ 2- (اَعلام) لقب فاطمه‌ی کلابیه دومین همسر امیرالمؤمنین علی(ع) و مادر حضرت عباس‌(ع).

اِلینا

اِلینا  :    (عربی) (الی= نیکویی، نعمت + نا = ضمیر اول شخص جمع در عربی) نیکویی و نعمت برای ما.

الین

الین :    (ترکی ـ فارسی) (ال= ایل+ ین (پسوند نسبت))، 1-منسوب به ایل؛ 2- (به مجاز) هم نژاد و هم خون (؟).

اِلیکا

اِلیکا :  (سنسکریت) 1- هیل [= هِل، دانه‌ی معطر گیاهی از تیره‌ی زنجبیلی‌ها]؛ 2- (در عربی) قاقله‌ی صغار؛ 3- (در هندی) لاچی.

اَلیسا

اَلیسا :    (= دیدو) ( در اعلام) بانی و ملکه‌ی افسانه‌ای کارتاژ [از سرزمین‌های شمالی افریقا که جمعی از مهاجر نشینان فنیقیه بنا نهادند. (در حدود 880 پیش از میلاد)] که دختر شاه صدر بود و گویند اَلیسا نام داشت.

الیانا

الیانا :    (ترکی) 1- نیکی و هدیه؛ 2- (به مجاز) به معنی مأنوس؛ 3- دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل.

الیا

الیا :    (یونانی) 1- گل خطمی صحرایی؛ 2- (در عربی) شحم‌المرج.

اِلهه

اِلهه :    (عربی) (= الاهه) (مؤنث «اله»رب‌النوع)؛ 1- پرستش کردن؛ 2- ماه نو؛ 3- آفتاب؛ 4- بتان؛ 5- (در ادیان) در اعتقادات قدیم نیمه خدایی که نماینده‌‌ی نوعی خاص بوده و به صورت زنی ظاهر می‌شده است.

الهام

الهام :    (عربی) 1- به دل افکندن، در دل انداختن؛ 2- القاء معنی خاص در قلب به طریق فیض؛ 3- رسیدن فکر به ذهن و در معارف اسلامی القای امری از سوی خداوند به دل کسی؛ 4- (در قدیم) دریافت و شعور غریزی.

الوان

الوان :    (عربی) 1- رنگ‌ها، نوع‌ها، رنگارنگ، رنگین؛ 2- (در قدیم) گوناگون، گونه‌گون؛ 3- (در قدیم) اقسام، انواع؛ 4-(اَعلام) نام شهری در شهرستان شوش در استان خوزستان.

اِلناز

اِلناز :    (ترکی ـ فارسی) 1- مایه افتخار ایل، باعث فخر و تفاخر شهر و ولایت؛ 2- موجب نعمت و رفاه و آسایش.

اِلِنا

اِلِنا :    (یونانی) (= هلن، هلنا)،    هلن و هلنا.

المیرا

المیرا :    (ترکی ـ فارسی) (ال = ایل + میرا) (به مجاز) فدائی ایل.

الماس

الماس :  (از یونانی) 1- (در مواد) کربن خالصی که در دما و فشار زیاد متبلور شده باشد. سخت‌ترین ماده‌ی طبیعی است و کاربردهای تزیینی و صنعتی دارد؛ 2- (در قدیم) ( به مجاز) شمشیر.

اُلگا

اُلگا :    (ترکی) (= الکا) (در قدیم) سرزمین، ناحیه؛ (اَعلام) قدیسه الگا [حدود 890-969 میلادی] اولین قدیسه‌ی روسی، همسر و نایب السلطنه‌ی امیر کِیف [945-957 میلادی]، که مسیحی شد و مسیحیت را در روسیه رواج داد.

اُلفت

اُلفت :    (عربی) خو گیری، انس‌، محبت، دوستی، همدمی، عادت کردن به کسی (چیزی) همراه با دوست داشتن ِاو (آن).

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

اِلسانا

اِلسانا :    (ترکی ـ فارسی) [ال = آل، شهر و ولایت، خویشی + سان (پسوند شباهت) + ا (الف اسم ساز)]، مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان.

اِلسا

اِلسا :  (ترکی ـ فارسی) (ال= ایل+ سا (پسوند شباهت)) مثل ایل، همانند ایل.

اُلدوز

اُلدوز :    (ترکی) (= اولدوز)،    اولدوز.

اِل‌آی

اِل‌آی :    (ترکی) 1- ماه ایل؛ 2- (به مجاز) زیباروی ایل.

اَکرم

اَکرم :    (عربی) 1- گرامی‌تر، آزادتر، بزرگتر، بزرگوار، گرامی؛ 2- از نام‌های خداوند.

اِکرام

اِکرام :    (عربی) 1- بزرگداشت، گرامی داشتن، احترام‌کردن، حرمت، احسان؛ 2- از واژه‌های قرآنی.

اِقلیما

اِقلیما :   (معرب از یونانی) 1- (= اقلیمیا) (در قدیم) ماده‌ای که از گداختن برخی از فلزات مانند طلا و نقره به دست می‌آورند؛ 2- (اَعلام) نام دختر آدم(ع) که به نقل تاریخ در ازدواج هابیل بود.

اَقدس

اَقدس :    (عربی) 1- پاکتر، پاکیزه‌تر، مقدس‌تر؛ 2- عنوانی احترام آمیز برای بزرگان یا مکان‌های مقدس.

اَفشان

اَفشان :    1- افشاننده، پریشان، پراکنده، پاشان، ریزنده، آشفته و پریشان چنان که زلف؛ 2- (در گیاهی) ویژگی ریشه در گیاهان تک لپه‌ای که در آن تشخیص ریشه‌ی اصلی از ریشه‌ی فرعی ممکن نیست.

اَفسون

اَفسون :    1- نیرنگ، حیله، مکر؛ 2- سحرانگیزی، جاذبه؛ 3- آنچه جادوگران برزبان می  رانند، سخنی که برای فریب دادن و تحت تأثیر قرار دادنِ دیگران گفته می  شود؛ 4- (به مجاز) ویژگی دختری که به لحاظ زیبایی جاذبه دارد و دیگران را افسون ...

افسانه

افسانه :    1- سرگذشت، قصه، داستان، سرگذشت و حکایت گذشتگان؛ 2- افسون، سحر؛ 3- ترانه.

افروزه

افروزه :    1- آنچه بدان آتش گیرانند، آتش گیره؛ 2- شهاب.

افروز

افروز :    افروختن، افروزنده.

اِفراح

اِفراح :    (عربی) (در قدیم) شاد کردن.

اََفرا

اََفرا :    (در گیاهی) 1- درختی از تیره‌ی افراها، اسپندان، اسفندان، بوسیاه؛ 2- کلمه تحسین به معنی آفرین، مرحبا.

اِفتخار

اِفتخار :    (عربی) فخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی.

اَعظم

اَعظم :    (عربی) 1- بزرگ، بزرگتر، بزرگترین، بزرگوار، بزرگوارتر؛ 2- از صفات خدوند.

اَطهره

اَطهره :   (عربی ـ فارسی) (اطهر + ه (پسوند نسبت)) منسوب به اطهر،   اطهر.

اَطهر

اَطهر :    (عربی) (در قدیم) پاکیزه‌تر، پاک تر، طاهرتر.

اطلس

اطلس :   (معرب از یونانی) 1- پارچه‌ی ابریشمی، پرنیان، دیبا، ابریشم گران‌بها؛ 2- (در نجوم) فلک نهم، فلک اطلس.

اَشواق

اَشواق :   (عربی) (جمع شَوق) (در قدیم) شوق  ها، آرزومندی  ها.

اَشرف

اَشرف:    (عربی) 1- گرانمایه تر، شریف‌تر؛ شریف‌ترین، والاترین؛ 2- (در قدیم) بالاتر؛ 3- (اَعلام) نام پیشین شهر بهشهر در استان مازندران.

اُسوه

اُسوه :  (عربی) 1- پیشوا‌، رهبر، مقتدا، خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی گردد؛ 2- از واژه‌های قرآنی.

اَسنا

اَسنا :    ارفع، بلندتر، عالی‌تر.

اَسمر

اَسمر :    (عربی) (در قدیم) گندم‌گون؛ سبزه.

اَسما

اَسما :  (عربی) 1- نام‌ها، اسامی؛ 2- معارف، حقایق؛ 3- (در تفسیر قرآن) و (در تصوف) به معنای معارف، حقایق و علوم آمده است؛ 3- (اَعلام) 1) نام همسر پیامبر اسلام(ص)؛ 2) نام دختر امام موسی کاظم(ع)؛ 3) نام همسر حضرت علی(ع).

اَسرین

اَسرین :    (کردی) اشک، سرشک.

اِسرا

اِسرا :   (عربی) 1- به شب راه رفتن، در شب سیر کردن؛ 2- معراج پیامبر اسلام(ص)؛ 3- (اَعلام) نام هفدهمین سوره‌ی قرآن کریم دارای صد و یازده آیه.

اَزهار

اَزهار :    (عربی) (جمع زَهر) (در قدیم) گل‌ها، شکوفه‌ها.

اریکا

اریکا :    1- (در گیاهی) فوفل، پوفل، درختی از تیره‌ی نخل ها که در مناطق گرم آسیا می‌روید، نخل هندی؛ 2- (در عربی) فُوفَل، تانبُول، کَوتَل؛ (در انگلیسی و آلمانی) اریکا،  Areka،Areca .

اَریسا

اَریسا :    (معرب یونانی) (= ایرسا)، ( ایرسا.

اَرنیکا

اَرنیکا :    1- آریایی نیکو کردار، آریایی نیکو رفتار، 2- آریایی خوب و زیبا.

اَرنَواز

اَرنَواز :    1- آن که سُخنش رحمت می‌آورد؛ 2- (در شاهنامه) نام خواهر جمشید که ضحاک او را به همسری خود درآورد؛ 3- (در اوستا) ارنوک.

ارمغان

ارمغان :    (ترکی) تحفه‌ای که از جایی دیگر برند، سوغات، ره آورد.

اُرکیده

اُرکیده:    (فرانسوی) (در گیاهی) 1- گلی به شکل  های غیرعادی و رنگ  های درخشان، که یک گل  برگِ آن از دو گل  برگِ دیگرش بزرگتر است؛ 2- گیاه این گل که علفی است و انواع متعددی دارد که ممکن است پیچنده، بالارونده یا زمینی ...

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

ارغوان

ارغوان :    1- (در گیاهی) درختی است زینتی از تیره‌ی پروانه واران با گلهایی به رنگ سرخ مایل به بنفش؛ 2- (در گیاهی) گلی قرمز رنگ و چسبیده به ساقه که پیش از ظاهر شدن برگ‌ها پدیدار می‌شود؛ 3- (به مجاز) چهره‌ی زیبا و ...

اَرشین

اَرشین :    1- دوست‌ترین؛ 2- (اَعلام) نام یکی از شاهدخت‌های هخامنشی است که در زمان خود به درایت و کاردانی مشهور بوده است.

اَرزنده

اَرزنده :    (صفت فاعلی از ارزیدن) 1- دارای ارزش، ارزشمند، ارزمند، شایسته و لایق؛ 2- (به مجاز) محترم، با شخصیت، مورد احترام.

ادیبه

ادیبه :    (عربی) (مؤنث ادیب)، ( ادیب. 1- ، 2- ، 3- ، 4- و5-

ادنا

ادنا : (عربی، ادنی) 1- از واژه  های قرآنی؛ 2- (در قدیم) کمترین، جزئی  ترین؛ 3- پایین  تر؛ 4- پایین  ترین، نازل  ترین.

اِخلاص

اِخلاص :    (عربی) 1- دوستی خالص داشتن، خلوص نیت داشتن، عقیده داشتن، عقیده پاک داشتن، ارادت صادق داشتن؛ 2- (در تصوف) یک سره روی کردن و پرداختن به خداوند؛ 3- (اَعلام) سوره‌ی صد و دوازدهم از قرآن کریم دارای چهار آیه؛ 4- (در قدیم) رها ...

اختر

اختر :    1- (در نجوم) جرم فلکی، ستاره، کوکب، نجم؛ 2- (در گیاهی) نام گل و گیاهی است؛ 3- (در قدیم) در باور قدما ستاره‌ی بخت و اقبال؛ 4- (در قدیم) سرنوشت، بخت، طالع؛ 5- (در قدیم) پرچم، عَلَم، درفش.

اَحیا

اَحیا :    (عربی) 1- زندگان؛ 2- زندگی؛ 3- زندگی از نو؛ 4-خاندان‌ها، قبیله‌ها.

اَحلام

اَحلام :    (عربی) 1- جمع حلم، بردباری‌ها، وقارها؛ 2- عقل‌ها؛ 3- جمع حلیم، بردباران.

اِحسانه

اِحسانه :    (عربی ـ فارسی) (احسان + ه (پسوند نسبت))، منسوب به احسان، ( احسان.

اِحترام

اِحترام :    (عربی) 1- حرمت داشتن، محترم بودن؛ 2- حرمت، پاس، بزرگداشت؛ 3- رفتار و گفتاری که نشان دهنده‌ی بزرگداشت و اهمیت دادن به کسی یا چیزی است.

اَبریشم

اَبریشم :    (پهلوی) 1- رشته‌ای که از تارهای پیله برای دوختن و بافتن سازند، حریر؛ 2- (در گیاهی) گلی به صورتِ رشته‌های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستان‌ها می‌رویَد؛ 3- درخت این گل؛ 4- (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) نوعی ...

اِبتهاج

اِبتهاج :    (عربی) 1- شادن شدن، خوش و خرم؛ 2- (در قدیم) شادمانی، خوشی.

اِبتسام

اِبتسام :    (عربی) 1- لبخند زدن، تبسم کردن؛ 2- (در قدیم) تبسم، لب‌خند.

اسم ها - انتخاب اسم دختر نام پسر جدید و شیک www.esmha.blog.ir

نظرات  (۱۵)

سلام چه اسمی به اسرا میاد
پاسخ:
سلام،
اسم دختر که به اسرا بیاد: کیارا، زهرا، تارا، مهرا، تیارا، نورا، پادمیرا، افرا،
اسم دختر قشنگ که به سحر و فرزین بیاد.مرسی😊
پاسخ:
اسم دختر که به سحر و فرزین بیاد: سانای، سارینا،
سلام.اسم دختر و پسری که به سحر و ابولفضل بیاد رو میشه به من بگید؟
پاسخ:
سلام،
اسم دختر که به سحر و ابوالفضل بیاد: سلنا، سانلی، بهار،
اسم پسر که به سحر و ابوالفضل بیاد: امیرعباس،
با سلام و احترام
اسم خودم سمیرا و همسرم محسن هست ،فامیلی شوهرم اردکانی ، اسم پسر و دختر که بیشتر به فامیلش بخوره میخوام،لطفا راهنماییم کنید
پاسخ:
سلام،
هر اسمی میتونه به فامیلی اردکانی بیاد.
اسم دختری که به مهیار بیاد

پاسخ:
اسم دختر که به مهیار بیاد: آیلار، پینار، بهار، نگار، مهدیه، مهرسا، مهتا، مهسان، مهیا،
اسم دختر
لطفا" یه اسم پسر و یه اسم دختر که به احمد بیاد فارسی هم باشه
پاسخ:
اسم پسر که به احمد بیاد: محمد، محمدرضا،
ممنون از راهنماییتون. 
میشه معنی هیرسا رو بگید؟؟؟
پاسخ:
سلام،
هیرسا به معنی پارسا، پرهیزکار، مؤمن، با تقوا
اسمی که به عاطفه بیاد عطیه هس
پاسخ:
اسم دختر که به عاطفه بیاد: فاطمه، عادله،
خیلی ممنونم از راهنماییتون.
میشه چندتا اسم پسر بگید که به آتریسا بیاد؟(به جز پارسا)
پاسخ:
اسم پسر که به آتریسا بیاد: هیرسا،
ممنونم.
به غیر از فاطمه و عادله دیگه چه اسم هایی به عاطفه میخوره لطفا راهنماییم کنید .آخه فاطمه اسم مامانم هستش.عادله هم زیاد جالب نیس
پاسخ:
اسم دختر که به عاطفه بیاد: آترین، آترینا،
سلام اسم دختر که به عاطفه بیاد.میخوام.
میشه راهنمایی کنید
پاسخ:
سلام،
اسم دختر که به عاطفه بیاد: فاطمه، عادله،
اسمی که به امیر علی بیاد هم دختر هم پسر مرسی
پاسخ:
اسم پسر که به امیرعلی بیاد: اسم های ترکیبی مثل: امیرطاها، امیرصدرا، امیرمهدی...

اصن بدرد نمیخوردن
ب نظرم هیچکدومش قشنگ نبود


نظراتی که به صورت خصوصی ارسال می شوند، متاسفانه امکان پاسخگویی به آنها وجود ندارد.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر