انتخاب اسم دختر نام پسر زیبای ایرانی جدید شیک با کلاس

انتخاب نام برای فرزند دختر و پسر- اسم دوقلو ها - نام های اصیل فارسی ، ترکی و آذری ، کردی، لری، گیلکی و مازنی، بلوچی، عبری، عربی

نرم افزار اسم های جدید دختر و پسر

۷ مطلب با موضوع «نام های پسرانه :: نام پسرانه ترکی،گیلکی» ثبت شده است

نام های زیبای ایرانی (گیلکی، ترکی، کردی، لری، فارسی، و ... )

نام های زیبای ایرانی

نام های زیبای ایرانی (گیلکی، ترکی، کردی، لری، فارسی، و ... )

در ادامه مطب

اسم های ترکیه ای استانبولی دختر همراه با معنی

  • ۳ نظر

    اسم های شیک و با کلاس ترکی پسر همراه با معنی

    ایلیار

    ایلیار : (ترکی ـ فارسی) دوست و رفیق ایل، یار و یاور ایل، کسی که همدم و مونس ایل و طایفه است.

    ایلیاد

    ایلیاد :  (ترکی ـ فارسی) 1- یاد ایل، به یاد ایل؛ 2- (در یونانی) منظومه‌ی منسوب به هومر در شرح جنگ تروا، معروفترین حماسه‌ی دنیای قدیم و از شاهکارهای ادبیات جهان [قریب به 9 قرن پیش از میلاد].

    ایلمان

    ایلمان : (ترکی) سمبل ایل.

    ایلقار

    ایلقار : (ترکی) عهد و پیمان.

    ایلشَن

    ایلشَن : (ترکی) (= الشن)، ( اِلشن.

    اسم های جدید ترکی استانبولی پسرانه همراه با معنی

    امیرپاشا

    امیرپاشا : (عربی ـ ترکی) از نام‌های مرکب، ( امیر و پاشا.

    امیربهادر

    امیربهادر : (عربی ـ ترکی) 1- پادشاه شجاع و دلاور، امیر دلیر، سردار شجاع؛ 2- (اعلام) لقب حسین پاشاخان قراباغی [1336 هجری] از دولتمردان دربار مظفرالدین شاه محمّدعلی شاه و از دشمنان سرسخت مشروطه.

    امیراصلان

    امیراصلان : (عربی ـ ترکی) پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر.

    امیرارسلان

    امیرارسلان : (عربی ـ ترکی) 1- (به مجاز) امیر و پادشاه شجاع و دلیر؛ 2- (اَعلام) امیر ارسلان رومی پسر پادشاه روم و قهرمان داستان مشهور فارسی از نقیب الممالک، داستان سرای دربار ناصرالدین شاه.

    الیار

    الیار : (ترکی ـ فارسی) یار و یاور ایل، دوست و رفیق ایل، یار شهر و ولایت، یاور خویشان.

    اِلشن

    اِلشن : (ترکی) شادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه.

    اُکتای

    اُکتای :  (ترکی) 1- (اَعلام) نام پسر چنگیز؛ 2- (در ترکمنی) نامدار، مشهور، بزرگ زاده، بزرگ منش.

    اَفشار

    اَفشار : (ترکی) 1- معاون و شریک؛ 2- (در موسیقی ایرانی) گوشه‌ای در دستگاه شور (آوازِ افشاری)؛ 3- (اَعلام) 1) ایل بزرگی از غُزها، که همراه سلجوقیان به ایران آمدند و بعدها طایفه‌های مختلف آن در خراسان، آذربایجان (مراغه و ارومیه)، خمسه، خوزستان، فارس و ...

    اَصلان

    اَصلان : (ترکی) (= اسلان) شیر، شیر بیشه.

    اَرسلان

    اَرسلان : (ترکی) 1- شیر، شیر درنده، اسد؛  2- از نام‌های خاص ترکی؛ 3- (به مجاز) مرد شجاع و دلیر.

    اتابک

    اتابک : (ترکی) 1- پدربزرگ؛ 2- (در قدیم) در دوره‌ی قاجار, لقبی که به وزیران داده می‌شد؛ 3- لقب هر یک از پادشاهان مستقل که حکومت‌های محلی داشتند؛ کسی که پرورش فرزندان پادشاه و بزرگان را بر عهده داشت؛ 4- (اَعلام) 1) میرزاعلی اصغرخان اتابک: ...

    آیدین

    آیدین : (ترکی) 1- به معنی روشنایی، روشن، آشکار، شفاف، نورانی، صاف، معلوم، واضح؛ 2- روشن‌فکر؛ 3- (اَعلام) 1) نام شهری در جنوب شرقی ازمیرِ ترکیه؛ 2) نام سلسله‌ای از امرای ولایت لیدیا.

    آیدن

    آیدن : (ترکی) (= آیدین)، ( آیدین. 1- و 2-

    آران

    آران :  (اَعلام) 1) نام پادشاه آذربایجان در عهد باستان؛ 2) نام سرزمینی در شمال غربی ایران و مغرب دریای خزر (کشور آذربایجان)؛ 3) نام شهری است که قباد آن را بنا کرده است؛ 4) نام شهری در کاشان.

    آراس

    آراس : 1- (در ترکی) آراز، به معنی رود ارس؛ 2- (اَعلام) مرکز استان پادوکاله، در شمال فرانسه.

    آراز

    آراز :  (ترکی) 1- ارس؛ 2- (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفه‌ی آس. + ن.ک. آراس، 1-

    آتیلا

    آتیلا : 1- (ترکی) (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابک، شجاع؛ نامی، نامدار(؟)؛ 2- (اَعلام) پادشاه هون‌ها [434-453 میلادی] که به روم شرقی تاخت و کشتار و ویرانی بسیار کرد، در جنگ با روم غربی شکست خورد، کشیشان به او تازیانه‌ی ...

    آتا

    آتا : (ترکی) 1- پدر، جد، سرپرست، ریش سفید؛ 2- (اَعلام) نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی جبال «نیشپو» که در جنوب آن «داگارا» واقع بود. و محتملاً در نقطه‌ای [در جغرافیای قدیم] از ناحیه‌ی صحنه (سنندج) که توسط لشکر آشوریان تار و مار شد.

    بِهتاش

    بِهتاش : (فارسی ـ ترکی) [ به = خوب، بهتر، خوبتر، شخص خوب و دارای اخلاق و رفتار نیکو + تاش(ترکی) (پسوند) = هم، شریک، صاحب به علاوه عنوانی برای امیران ترک.] 1- به معنی شریک خوب، صاحب اخلاق و رفتار نیکو؛ 2- ویژگی امیری ...

    بَکتاش

    بَکتاش :  (ترکی) (در قدیم) 1- فرمانده‌ی یگ گروه، بزرگ ایل؛ 2- هر یک از خادمان و همراهان یک امیر، بزرگ ایل و طایفه.

    تایماز

    تایماز : (ترکی) پابرجا، استوار.

    سَنجر

    سَنجر : (ترکی) 1- یعنی مرغ شکاری؛ 2- (اَعلام) [511-552 قمری] شاه سلسله‌ی سلجوقی، که پس از چند جنگ پیروزمند بر ضد شاه غزنوی و اَتسِز خوارزمشاهی به دست غُزان اسیر شد و مدتی را در اسارت گذراند [548-551 قمری] و اندکی پس از آزادی ...

    شهریار

    شهریار : 1- پادشاه، شاه؛ 2- (در قدیم) حاکم، فرمانروا؛ 3- (اَعلام) 1) پسر خسرو پرویز از شیرین و پدر یزدگرد سوم ساسانی؛ 2) (در شاهنامه) پسر برزو، نواده‌ی رستم؛ 3) محمّدحسین شهریار [1285-1367 شمسی] شاعر ایرانی، از مردم آذربایجان، سراینده‌ی شعر به فارسی و ...

    علی‌پاشا

    علی‌پاشا :    (عربی ـ ترکی) از نام‌های مرکب،   علی و پاشا.

    محمّدپاشا

    محمّدپاشا:    (عربی ـ ترکی) از نام‌های مرکب،   محمّد و پاشا.

    یاشار

    یاشار :    (ترکی) به معنی زنده باد!، آفرین!.

  • ۳ نظر

    لیست نام های پسرانه

    اسم های پسرانه - esmha.blog.ir

    د

    خ

    ح

    چ

    ج

    ث

    ت

    پ

    ب

    ا

    آ

    ع

    ظ

    ط

    ض

    ص

    ش

    س

    ژ

    ز

    ر

    ذ

    ی

    هـ

    و

    ن

    م

    ل

    گ

    ک

    ق

    ف

    غ

    جدول حروف  اسم های پسرانه

    ابزار وبمستر

    ابزار وبمستر

    ابزار وبمستر